X
تبلیغات
نسیم پریشان

نسیم پریشان

بعضی وقت ها، بعضی چیزها، بعضی وقایع ، به تو ثابت می کند مهربانی دلهایی که اگرچه دورند اما به احساس ات نزدیکند

سپاس بودنتان

مرسی که پریشانی ام را سامانید

 

خب

بسه دیگه کتابی حرف زدن

بذارید بشم همون نسیم پریشونه که دلش پر ِ واسه دوستاش

خواستم بگم

هر نبودی دلیل بر نبودن نیست

نبودم اما بودم ( داشتید افلاطونی های نسیمو عایا ؟!!!!!)

اصن خدا هیچ بودی رو نابود نکنه نسیم که جای خود داره !!!!!!!!!!!!!

 

تو این مدتی که حضورم کم بود

مهمانان عزیزی داشتم از ایران

اگرچه محروم بودم از هم صحبتی شما خوبان اما در دریای مهربانی اونها غرق بودم

مادر و پدرم یه ماه خاطره انگیز رو برام رقم زدند اینجا

چه لحظاتی بهترو دل انگیز تر از همنشینی با فرشته های زمینی ام  

یه سفر هم با پدر و مادر به یکی از کشورهای همسایه داشتیم

واسه اینکه ریا نشه اسم نمی برم کدوم بلاد کفر اما جای همتون تو خیابون شانزه لیزه اش خالی بوده هاااااااااااااااااا ( گذاشتن آیکون با خودتون !!!!! خدایا این بامزگی رو ازمون نگیر )

 

حالا گمونم دیگه بهم حق بدید که کم باشم

نبودم اما دلم با همتون بود

یادمم نرفته که به خاطر محبوبه شبم می خواستم بیشتر باشم تو وبلاگ

یادمم نرفته که قرار بود غزل بذارم

یادمم نمی ره که غزل پاریسی مو بنویسم اینجا

می بینید همه جا شعر باهام بوده

 

این پستو نوشتم که بگم هنوز هستم

به تنها شدنم خیلی نمونده

روز شمار بودنشون داره به آخر میرسه

شمارش معکوس چندیه که شروع شده

کاش رفتن عزیزان به هیچکس سخت نگذره

اینکه خودم تا چند ماه دیگه عازم سفر به ایران هستم شاید این حس رو کمتر کنه

شاید !

 

این عکسو هم بنا به قولم  به بهترین دوست دوران دبیرستانم  "محبوبه شبم " گذاشتم

چقدر دور افتادیم از هم عزیز!

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

اینکه اسفند رو خیلی دوست دارم

اینکه اسفند واسم ازخود عید قشنگتره

اینکه حال و هوای بهاری این روزها کلی حال و هوامو عوض می کنه  

چیزی نیست که کسی ندونه

اگرم اینطوره

اونایی که می دونن به اونایی که نمی دونن بگن !

 

می دونم اینجا کمم

اما هستم

اومدم که بیشتر باشم

شاید به خاطر محبوبه شبی که تازگی ها همراه دل نوشته هام شده

 

 

 

 

خواستم یه غزل بذارم

اما دست نگه داشتم

بذارید به رسم قدیم ترها که کلی پی نوشت داشتیم

این دفعه هم برگردیم به اون روزهای خوب

روزهایی که دوستان زیادی تو بلاگفا بودند

و همدلی ها بیشتر بود

 

 

 

 

عشق محاکمه نمی شود!

عشق عریضه نویس ساده ای است

که هر شب بساطش را  بر می دارد

می نشیند کنج دیوار دل من

نزدیک پیچیدگی  قلب  تو

منظومه ای می شود از حسرت ها

و بعد در شب مرگی سکوت فرو می رود

و فردا صبح از قسمت دیگر شهر سر در می آورد.

 

 

 

 

 

در من هزار قبیله شورش می کنند

به خون خواهی تو

وقتی گلوی احساسم را می برم

تا از شریانم قطره قطره بیرون بریزی

 

 

 

 

 

امشب

چه غریبانه دلتنگم

می خواهم تمام پاییز را بر این سطر آخر ببارم

 

 

 

 

 

 

چقدر گم نامی این سوی واژه ها خوب است

سالهاست از تو می نویسم

و حالا تمام شهر تو را می شناسند 

بی آنکه بدانند

شاعرت هیچ وقت تو را ندید!

 

 

 

 

 

آهسته رد شو

این سطررا آرام نوشته ام

 نباید جای پای دلتنگی ات روی نوشته ام بماند 

من خوبم

و سوت زنان به سطر بعدی می روم

 

 

 

 

دارد

عشق تاریخ انقضا دارد

و این قانون ثابت همه ی رابطه هاست

 

 

 

 

 

خب چه می شود مگر

یکی مثل من بیاید و تو را دوست داشته باشد

 

 

 

 

آنقدر سخت زندگی می کنیم که راحت می شود مرد

 

 

 

برای انتخاب عکس این پست دلم خواست شمام تو هوای بهاری اینجا شریک شید

سال گذشته نهم فروردین هم یه برفی سنگینی باریده بود که تمام عکسای نسیم برفی من مربوط به اون روز بوده اما امسال اصلا از سرما خبری نیست

این گلها که نوید بخش بهاره اواخر بهمن ماه شکفتن

یعنی اینجام تو بهمن بوی گل و سوسن و یاسمن اومده بوده هاااااااااااا

 

 

اینم یه نمای نزدیک تر گلها تا بیشتر باهاشون آشنا شید

گلها اینم دوستان

دوستان اینم گلها

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

 

اخم تو سردار جنایت هاست فرمانی از عصیانگری دارد

چنگیز در مقیاس چشمانت ، مظنون به قتل کمتری دارد

 

تاراج نیشابوری ات بودم آتش زدی برج غرورم را

ویرانه هایم را نمی فهمی  ، آوارگی دربه دری دارد

 

از قله ی شعرم سرازیرند رزم آوران واژه ها آرام

شاید غزل ها پرچم صلح اند وقتی جهان ناداوری دارد 

 

بیداد از این دلدادگی ها و داد از دلی که پس زدی ، اما

این دل  که کم کردی بهایش را در شهر کلی مشتری دارد

 

مثل خلیجی در دلت خود را با خون دل جا کردم و ، حالا –

دلتنگم و دنیای من بی تو،  دریای سرخ دیگری دارد

 

 

 

 

[ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

 

طبق روال هر ساله در صبح نهمین روز آذر که پریشانی نسیمی فضا رو پر می کرد پستی می ذاشتم

بنا به دلایلی که حتی دوست ندارم عنوان کنم فعلا این کارو نمی کنم

سال قبل برای اولین بار در چنین روزی نسیم تو وبلاگش ظهور کرد

امسال می خواستم یکی از شعرامو بخونم وبذارم تو وبلاگ که شعرو با صدای نسیم بشنوید

این کارومی کنم اما چند روز دیگه

فعلا فقط تصویر نسیم پاییزی رو داشته باشید تا صداشم پخش شه  ( شرمنده اگه عکس تغییر کرد  نسیم ِ دیگه یه جا که نمی مونه )

 

نه اینکه از غزل دست کشیده باشم اما نسیم ترانه ها در راهه

 قسمتی از یه ترانه ام

 

 

 

شبیه شنبه های بد

شبیه حس پاییزم

شبیه رود ِ سرسختی

که به دریا نمی ریزم

 

تمام شوربختی هام

از این حس فرو دستِ

ار این دلشوره ی  آخر

از اینکه کوچه بن بستِ

 

پر از تکرار دیروزم

امیدی تازه در من نیست

سیاهی سهم چشمام ِ

ته این جاده روشن نیست

 

 

 

 

 

[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

 

امشب برای دردسرهایم سر و سامان بیاور

دلتنگی ام را بقچه کن ، داد از نی چوپان بیاور

 

شادم کن و بنشین کنارم قد ِ چای و صحبت و . . .  بعد

با رفتن ات یک پشته مه از سمت لاهیجان بیاور

 

سبزینه پوشم از غزل هایی که از چشم تو جاری است

من دشت های با تو آبادم ، کمی ایمان بیاور

 

در هر نگاهت آذرخشی از تب و آزرم پیداست

بر لوت لبهایم هجوم بوسه ی باران بیاور

 

این شعر شاید آخرین برگ است از یک فصل بی تو  

با من بمان  آرامشی را از پس ِ طوفان بیاور

 

تو حکمران قطعی قصر کلام و قصه هایی

قیصر شو و نام آوری دیگر از این دوران بیاور

 

تا هر کجا می خواهی از من دور باشی ، دور باش و . . .

نزدیک تر از من کجا داری؛ بگو ، برهان بیاور 

 

در فصل زرد چتر مشکی ها، بیا و مرهم ات را  

بر غربت پس کوچه های زخمی تهران بیاور

 

 

 

 

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نکنید شرمنده میشید ااااااااااااا..... ببینید کی گفتم !!!

 


ادامه مطلب
[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]
 

آنقدر از زندگی سیرم

که عطر کلام تو هم

میلم را برنمی انگیزد!

 

 

 

سراب ِ داشتن ِ تو

 تشنه ترم می کند

کجاست حقیقت افتابی ات

برای من ِ از سایه گریزان 

 

 

مگر هوای رفتنت مرا به خود بیاورد

 

 

 

یه سفر کوتاه به ایران داشتم

اصلنم این سفر ربطی به روابط بین الملل و نامه مرکل به آقای روحانی  نداشت !!!!!!!!!!!!!!

مناسبتی بود که دعوت داشتم و باید حاضر می شدم

بالاخره به ارزوی دیرینه ام رسیدم

یه بار گفته بودم : یه روزی برمی گردم و پاییز شهرم رو می بینم

آخرش محقق شد

حالا می گم  میشه یه بار کلا برگردم ایران و . . .

یعنی میشه ؟

 

خاطره خوبی  از سفرم دارم

شب خاطره انگیز که خونه همای عزیزم سپری کردم

کنسرت احسان خواجه امیری ( که خیلی دوسش دارم ) و همراهی همای نازنین با تمام مشغله هاش

و نشست های شعر، شیرینی سفرم رو دوچندان کرد

ره آورد سفرم هم عکسی هست که در یکی از فرهنگ سراها با دوستان شاعرم انداختم

گمون نمی کنم لازم به ذکر باشه که اونی که مانتوی مشکی تنشه و موهاش پریشونه نسیم ِ

یعنی لازم ِ ؟!!!

دوستان و بزرگوارانی که در عکس می بینید - غیر از نسیم - از بزرگان عرصه شعر و غزل هستند

و خیلی خوشحالم که در جمع این عزیزان حضور داشتم

و سپاسگزارم ازدوستانی که منو به این جمع دعوت کردند و در یکی از نشست ها اجرای نه چندان خوب نسیم رو تحمل کردند

همه چیز دیده بودیم غیر مجری پریشون !!!!

 

 

 

[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

 

اقبال مرا خطه ی لاهورندارد

دیوانگی ام را سر منصور ندارد

 

نقدی است براین وصله که دنیا زده برما

هر خواستنی تهمت ناجور ندارد 

 

تا می شکنم در خودم از شیره ی شعرم

شهدی چکد از واژه که انگور ندارد

 

شیرینم و دشتی است غم ِ ناله ی شورم

موجی است در این گوشه که ماهور ندارد

 

الماس تراشیده ی هند است غزل هام  

منشور مرا کوه ِ پر از نور ندارد  

 

تو نادرِ من! چنگ بیانداز به شعرم

این طایفه چندی است سلحشور ندارد

 

من بی تو و تو بی من و ما بی همگانیم

" من " واحد تنهاست که مجذور ندارد

 

ما مرتکب ضایعه ی مذهب عشقیم

فتوای جدیدیم که دستور ندارد

 

دلخور نشوی خوب ِ من  از تنگ دلی هام

این شاعر بیچاره که منظور ندارد

 

 

 

 

[ شنبه دوم شهریور 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

قول داده بودم که برگ هفتم رو قبل از رفتنم بنویسم و برگردم

خواستم آخرین برگ خدا حافظی باشه

اما دیدم بیش از حد غم انگیز میشه

گفتم بذارم برگ آخرم برگ رسیدنم به اینجا باشه

بذارید آخرین برگ شروع یه دوره جدید باشه

اومدم اینجا یه بار دیگه سلام کنم به زندگی و با عشق به وطنم با امید به برگشتنم این روزهامو بسازم

مرسی که همراه دلتنگی های غربتم هستید

که حضورتون برام غنیمتی هست

و می دونم می دونید اینو

 

دوستان دوست داشتنی نسیم اید

 

پ .ن : همای عزیزم قرارم بر این بود که شکوائیه ای بنویسم از نبودنت

که پیوند تو گسستن اتصال ما بود ..... اما نبود

چطور می تونستم چشم ببندم بر همه خوبی هات که با اینکه امسال ازم دور بودی

که کیلومترها راه رو طی می کردی که ساعاتی رو با هم بگذرونیم رو ندیده بگیرم

چطور شب کاری هاتو

بی قراری هاتو

حرف زدن های تلفنی مون تا وقت سحری رو

گریه هات  دم رفتنم رو فراموش کنم

تو تمام نبودن هات ، بودنت پررنگ تر بود  

و من شادمان از داشتنت

 اما باز هم خوش به حال محمدات !!!!

 

 

پ . ن : بالاخره هر کسی از سفرش یه تحفه ای می آره اگرچه تحفه ما خیلی تحفه است !!!!!!

خواستم برای انتخاب عکس این پستم یه عکسی بذارم از پریشونی نسیم

این عکس برای تست گریم فیلمی هست به نام " نسیمی از بهشت "    با چشمک

البته من فقط نقش ابلیس رو بازی می کنم تو این فیلم ،  دوستان خیلی نگران نشن

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]
 

خيلي قبل تر ها

وقتي نوزده سالم بود

دوست داشتم نوزده سالگي ام رو جايي ثبت كنم كه يادم بياد يه بار از اين مرحله گذشتم

يه جعبه ۱۵ در ۱۵ چرمي سفيد داشتم كه داخلش مخمل نارنجي بود

گوشه اون جعبه يادداشت كردم :

براي نوزده سالگي ام

كه يادم باشه يه توقف كوتاهي اين بين داشتم

حالام براي  اينكه اين لحظه يادم نره

اين لحظه هايي كه اينجام و نفس مي كشم

مي خوام بنويسم

و يك بار ديگه با خودم تكرار كنم

اينجا خاك سرزمين منه

 

ديگه روزهاي پايانيه

برگ هفتم رو هم قبل از رفتنم مي نوسيم و . . . مي رم

اما دلم هنوزم . . .

 

 

[ سه شنبه یکم مرداد 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]
برگ "پنجم "

 

اينجا خونه ي منه

طبقه چهارم ساختموني كه همه ي خاطره هاي قشنگ مو توش جا گذاشتم

چقدر دلتنگ اينجا بودم

دلتنگ اين اتاق

اين ميز

اين كامپوتر كه اولين نوشته هامو

اولين شعرهامو باهاتون به اشتراك گذاشتم

چقدر جام خالي بود

چقدر خوشحالم كه به همه تون نزديكترم

سلام هم وطن

 هم شهري

 هم زبان

 

 

 

"برگ چهارم "

 

خیلی خوشحالم 

خیلی

حیفم اومد تو  خوشحالی تون سهیم نباشم که تو خوشحالیم سهیم نباشید

چه همه چي روحاني شده

 

 

 

 

 

"برگ سوم "

 

 

روزی گفتم سلام بر شما که دستی بر آب و دستی بر کاشی آبی مسجد دارید

امروز دیگرگونه ام

آنقدر در گذشته سیر کردیم که از حال عقب ماندیم

خسته شدیم بس که از قدمت مان گفتند و امروزمان هیچ نبود

راه دیگری نشان مان دهید

راهی که پدرانمان را به میدان نکشیده بگوییم چه کردیم

 

 

 

 

" برگ دوم "

 

 

ببین !

هنوز هم پنجره ها بی قرار نگاه تو اند 

چگونه نباشند

وقتی کلید دل بستگی هاشان

دست توست

 

 

 

عشق مقصد نمی شناسد

رسیدن ندارد

عشق فقط جهت است

بی هیچ سمت و سوی مشخصی

درگیر که باشی هم جهتی

هر جا حس کردی رسیدی پایان توست که عشق تمامی ندارد

 

 

 

 

معادلات خیلی وقت ها جواب نمی دهند

مثلا همین دیروز

داشتم فکر می کردم  

من اصلا آدم بد !

خدایی که تولد مرا بهانه عطای بهشت به مادرم می کند

چگونه مرا در جهنمش می سوزاند ؟؟

 

 

 

پی نوشت ندارد  (گفتم یه وقت دنبالش نگردید ....با چشمک )

 

 

td6relumfvo23yzgy.jpg

 

 

"برگ اول "

 

 نه خیرم ، اصلنم یاد نرفته که قرار بوده هر روز آپ کنم

اما تمام سایت ها مشکل دارند

ببینید قالب خوشگلم چه ریختی شد

نمیشه عکس آپلود کرد

گفتیم حالا که داریم می آییم این عکس سمت چپ وبلاگ رو که داره میره  بگیم بیاد

گفتیم اون روشو بذاریم

نمی ذارن این امریکا و انگلیس که

خدا لعنت کنه هر کسی که ملت مارو اذیت می کنه

حالا هر کی

هر کی

من  از خودی ها کی اسم بردم ؟!!!!!!!!!

 

 

 

کامنتارو هم تایید می کنم " اشپیتا "

دیگه دنبال معنی اشپیتا نگردید

معنیش یعنی همونی که می دونید ( با چشمک )

یعنی وبلاگ نیست که کلاس زبان ِ اصن یه وضیییییییییییییی

 

 

مهربونی گفتند :

شما کامنت های مارو تایید کنید نمی خواد هر روز یه پست بذارید

من که می دونم وسطاش هم نه همون اول کم میارید

 

 

یعنی دیگه حیثیتی شد

هستم هر روز اما به شیوه خودم

سه هفته تا اومدنم باقیه

هفت روز اول هفته رو تو یه پست میذارم

هفت روز دوم رو تو پست بعدی و . . .

یعنی هر پستم هفت برگ داره مربوط به هر روز

پس هر روز  پست جدید به ادامه همین پست اضافه میشه

اگه حوصله داشتم عکسهای مربوط به اینجا رو می ذارم

 

 

به خرمن خورشید غروب سوگند

محصول این فصل همه دلتنگی است

بچین و برو

 

 

 

 

تو فرهاد باش  

شیرینی غوره های صبرت با من !

 

ozzdk9x7iu56277z276.jpg

 

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

سلام

امتحان شنبه ام هم تموم شد و دیگه رااااااااااااااحت شدم

حالا رسید اون روزایی که گفتم روزهای منه

فقط باید منتظر این روزهای پایانی باشم که تموم شه تا برگردم

باید برم چمدونهامو ببندم

یعنی از همین الان احساس می کنم مسافرم

اگرچه سه هفته ای مونده هنوز تا بیام

بعدا نیایید شاکی شید که چرا نسیم هنوز وزیدن نگرفته اینجا

تا برگشتنم  هر روز آپ می کنم

کامنتای پست قبل هم تایید می کنم " زوفورت "

حالا برید دنبال معنی زوفورت بگردید

 

 

 

بذارید یه بارم نسیم بره بالای منبر

نمی دونم چرا خدا که انقدر  علیمِ و حکیم ِ و . . .

چرا به ذهنش نرسید

بره یه سیاره دیگه هم درست کنه به اسم " زمینه " بگه

آقایون همین جا بمونن

خانم ها برن تو اون یکی سیاره

والا ما که راضی بودیم

نفقه رو هم اقایون با ماهواره امید میفرستادن بسمون  بود دیگه

بچه رو هم می رفتیم از یه سیاره دیگه می آوردیم ثواب هم داشت

والا بغرعان

 

 

 

یه بار یکی خواست واسم یه لطیفه با مزه تعریف کنه به قول خودش

گفت

من هیچ وقت حضرت نوح رو به خاطر اون دو تا پشه ای که با خودش تو کشتی آورد نمی بخشم

بهش گفتم

نه جونم تقصر ایشون نبوده

 نوح پشه رو نیاورد اونا خودشون پرواز می کردند طوریشون نشد

بعله اینجوریاس

 

 

 

یعنی مشخصه که من خیلی خوشحالم که دارم می آم ؟؟؟؟!!!!!!!

 

 

حالا یه چیز دیگه

من  گوگوش رو خیلی دوسش دارم

اینم همینطوری گفتم که بدونید

 

mca0lio14bp34u7bam71.jpg

 

[ یکشنبه پنجم خرداد 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

 

هر چقدر سرم شلوغ باشه

هر چقدر وقتم محدود باشه

هرچقدر  از شور و حال  کشور م  اینجا خبری نباشه 

 اما این دلیل نمیشه که این روز قشنگ رو بهتون تبریک نگم

اما  دوستانی که نگران نسیم اند !!!!!!! می آم

بذارید این شنبه لعنتی بیاد  و تموم شه

دیگه همه ی روزها روز منه

 

 

 

به علت گرانی ، بانک مرکزی به مناسبت روز مرد

کارتهای آفرین ، صدآفرین ، هزارو سیصد آفرین ، همسر خوب ونازنین چاپ کرد !

 

خب به من چه !  *;) winking

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

پر می زنم در آسمان چشم های روشن تو

زندانی ام در راه راه آبی پیراهن تو

 

در زندگی شکل محالی از خطا بودم چه شد که - 

لغزید انگشت ظریفم بین مو و گردن تو

 

رد شد نسیم شرجی خرداد گرم آرزوهام 

از انزوای سوز ِ سنگین ِ سکوت ِ بهمن تو

 

شاعر نبودی و تمام شعرها زیر سر توست 

شاعر شدن هایم تماشایی شده در دامن تو

 

باید بروید در میان صخره های حس بکرم

مجموعه ی گل واژه هایی تازه از آویشن تو

 

در من بپیچ و راه های رفته را برگرد در من

تا زندگی می بخشد اینجا هر نفس بوئیدن تو

 

امشب مسافر می شوی و آسمان می بارد آرام

از قلهک چشمان من تا آخر راه آهن تو

 

 

 

1-

کسی که همه چیزش را ببازد نمی رود

می ماند

تا دلیل مرگش برسد

مثل من

ببین چگونه ایستاده ام 

فقط بگو نمی آیی

گلایل های سپید به شوق می آیند

 

 

2-

دلخوشی رقت انگیزی است

بازگشت من از حماقت ِ  دوست داشتنت

عصای فراموشی هم ،  دل این دریا ی خاطره ها را نخواهد شکافت

من ناخلف ترین فرزند پیغمبر شعرم

ایستاده بر صخره ی سماجت

مگر این دریا مرا با خود ببرد

 

 

3-

اینجا آخربازی نیست

باید بیایی

برای همه ی چشم بستن هام روی بدیهایت

بمانی و چشم بگذاری

امیدی برای  پیدا کردنم هست ؟

 

 

4-

ما اتهام مسلم تاریخیم

وقتی بایدی بودیم که نیستیم

و نبایدی که هست

ما کشته های بی خون بهای این نسلیم

حالا دلیل این همه تعجیل

برای به خاک سپاری مان چیست !!!

 

 

5-

دربه دری در ورق به ورق دفترم بود

وقتی از تو می نوشتم و ویرانه ای به جا می ماند

نه !

اصلا دربه دری در خود من بود

وقتی کولی وار تو را در کوچه های شعر زمزمه  می کردم 

 

 

6-

هم نفس عطر شب بوها !

اردیبهشت

 گل باران ِ شوق فرشته هاست

وقتی با قدم گذاشتنت به دنیایم ، گل کاشتی

 

 

7-

هنوز هم در برزخ دوست داشتنت  نیمه جانم !

فرشته مرگ را بگو

تا امید رسیدنت  باشد

من نامیراترین افسانه قرنم

 

 

8-

دستبندی که هدیه دادی

فقط بند بود

برای دستی که نفشردی

 

 

9- می دانی !

حرف های کلیشه ای  فقط گیجم می کند

بی آنکه سکرآور باشد

به گمانت  بهتر نبود

اگر انگورهای شعر را  له می کردیم  

تا مستی واژه ها خمارمان کند !

توازن قشنگی است

به هم ریختگی ذهنم از آشوب خیالت

درغروب اتفاقات عصر

 

 

10-

مثل شبح بد قصه ها

گرگ رویاهای منی

شب به شب به گله ی خواب هایم  می زنی

رویاهایم را می دری

و من پریشانی  شعرها را در نی لبکی می ریزم 

 

 

 

 

 

[ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]

من حال و هوایت به سرم بود ، تو هم سر به هواتر

آمد به سرم هر چه بلا بود و تو هر دفعه بلاتر

 

صیاد ِ تو صیدت شده این قصه عجیب است مگر نه ؟

در بند تو چندی است اسیرم ، و تو هر لحظه رهاتر

 

بی دلهره در معبد دلبستگی من بنشین که

تا حکم تبر دست ِ پریشان ِ تو باشد ، تو خداتر

 

این حاتم اگر سفره به سفره دلش از مهر تو پر بود

خالی شده از هر چه به غیرِ تو و در عشق گداتر

 

افسوس که گفتم نشنیدی و نگفتی و شنیدم

احساس من از فلسفه و فن بیان تو رساتر

 

تقدیر اگر این بود که زخم دل من جوش نگیرد

در باغِ ِ خیالات ِ زمستان زده پیوند جداتر

 

آتش زده بر خیمه ی اندیشه ی من بی خبری هات

این تلخ ترین غربت دنیاست ، مگر کرب و بلا تر ؟!!!!!!

 

 

 

قول داده بودم که عکس نسیم برفی رو بذارم

اما به چند دلیل منصرف شدم که یکیشون این بود که دیگه زمستون تموم شده و اون عکس شاید مناسبت چندانی نداشته باشه اما در عوض واسه اینکه بدقول نباشم عکس نسیم بهاری رو براتون میذارم

این گلدون یکی از دوست داشتنی های قشنگمه

روبروی در ورودی کنار آیینه

 

 

 

 

مثل بچه دبیرستانی ها شدم

همش این آهنگ رو گوش میدم و اصلنم از تکرارش خسته نمیشم 

خب چیه ؟

همش که نباس سنتی گوش کرد

ای جونم

 

 

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ ] [ نسیم ] [ ]
 

 

 

نقش تو

اقرار  بی قراری ثانیه هاست  بر سطوح و سطور تمام قرارها  

کِی این دست ها , دست از سر نامت برمی دارند ؟

نه ! این کار من نیست

توباید خودت از قلمم بیفتی

 

 

 

 

وقتی پی نوشت از متن اصلی بیشتر می شود

پریشونی رو داشتید ؟!!!!

 

دما منهای دو درجه است

یکی دو روزیه که برف شروع به باریدن کرده

اما صدای آواز پرنده ها از پنجره بسته  دو جداره هم شنیده میشه

شاید بهار رو باید فریاد کرد

با تمام مشغله هام

با تمام دغدغه هام تو این روزها

تو سرزمین کسانی که هیچ از سال نوی ما نمی دونند

اومدم که بگم عیدتون مبارک

اینو فعلا داشته باشید

می آم سر فرصت این پست رو کاملش می کنم

تریپ غمگین برنمی دارم که عیدو دوست ندارم و اینا

نه خیرم خیلی هم دوسش دارم

جهم که یه سال هم به سال های عمرمون اضافه میشه

16 – 17 سال که سنی نیست !!!!!!!!!!!

بذارید یه اعترافی کنم

هیچ وقت از خرید ماهی قرمز انقدر خوشحال نشده بودم

یه حس قشنگی دارم که بیا و ببین

زندانبان مهربونی ام که با عشق به اسارت نگاه می کنه

اینام مثل منن

خیلی دوسشون دارم

 شاید به این دلیل که منو خیلی یاد ایران میندازه

می دونم رو سفره هفت سین همتون اینام هست

اسم هاشونم گذاشتم جاستین و آلینا  ( ایراد نگیرید چرا اسماشون ایرانی نیست .... بذارید هویت شون حفظ بشه .... منم دوست ندارم منو سلینا سادات صدام کنند ...با چشمک )

تا آخر همین هفته کلاسام تموم میشه و می ام دیدن همتون

خداییش مرامو و معرفت رو داشتید که تو دقایق 90  بیام و آپ کنم

که نگید چرا وبلاگ رو گذاشتی و رفتی

که چرا . . .

به یاد همتون هستم تو لحظات شروع سال

و برای تک تک شما که همراه لحظه های دلتنگی غربتم بودید بهترین ها رو آرزو می کنم

 

شما مهربونی که گفتید :

" تو که نباشی ایران یه جزیزه ی دور افتاده است . . . "

 

 

 

می آم

وقتی هنوز بهار تموم نشده

اما پیام مهربونت بهاری ترین کلام بود و مرسی

نکنه شما شاعرید !!!

 

شما عزیزی که گفتی:  

 

بهار ميشه و تو نيستي

يعني اين روزها و اين بهار و اين گذر ايام تو را كم دارد

كه با وجود پريشاني ات پر از آرامشي

 

 

مگه میشه بهار باشه و نسیم نباشه

قطعا نسیم هم همون نزدیکی هاست

روتو  برگردون حس می کنی دست نوازشش رو

نسم یاد همه ی ستاره ها هست تو شبهای تنهاییش

 شک نکن

منم عاشق آهنگ "بیا بنویسم" مهستی ام

یه بار قبلا گذاشته بودم تو وبلاگم

اگه لینکشو پیدا کردم بازم می ذارم

که این بار با هم گوش کنیم

 

و باز هم سپاس از همه دوستان خوبم که تو همه ی عیدها با حضورشون خاطره ها رو ماندنی کردند

پیشاپیش عید همتون مبارک

 

خواستم یه عکس از نسیم برفی تو این روزهای عید بندازم و جای عکس این پست بذارم

هنوز فرصت نکردم

من تلاشمو می کنم

اگه نشد

بدونید حتما تقصیر امریکاست  !!!!!

 

 

و آخر اینکه یه خبری رو شنیدم که . . .

 تو این پست نذاشتم که خاطرشما عزیزان مکدر نشه

اما تو کامنت پست قبل می نویسم چون مرتبط با اون زمان و کامنتاش هست

دوست دارم بخونید  

هنوز فرصت نکردم که کامنتا رو تایید کنم

همراه با تایید کامنتها اون مطلب رو هم می نویسم

بهارتون خوش

 

 

 

 

مطلبی که گفته بودم در کامنت پست قبل درج شد

 اینم آهنگ  بیا بنویسیم  که دوسش داری که دوسش دارم که . . .  می دونی و می دونم

 

 

[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ ] [ نسیم ] [ ]
درباره وبلاگ

برای روح ­هایی که سرگردانند تخیل آرامش کاذبی است که فقط مدتی تو را از خاطره طوفان دور نگه می­دارد. ولی مرا که همیشه سرگردان تو بودم تخیل همان خاطره طوفان است.




دل نوشته هاي نسيمي را مي خوانيد كه گاه از پريشاني اش مي نويسد. همه مطالب شرح حال نويسنده نيست اما همه، دست نوشته های اوست. نوشته هايش گاهي فقط روايت حكايتي است. شايد اين قصه ديروز من باشد ، شايد قصه امروز تو و شايد . . .


لينک دوستان
امکانات وب